ديگه اينجا نمينويسم

سلام

 

از اين تاريخ به بعد در

 

http://esin3m.persianblog.ir 

 

مينويسم لطفا نظراتتون رو اونجا بنويسيد و

 

کسانی که به من لينک دادند آدرس لينک

 

رو به آدرس جديد تغيير دهند

 

در ضمن تمامی نظرات قبلی شما در آدرس

 

جديد ثبت شده و لطفا در آدرس جديد

نظراتتون رو برايم بنويسيد  

 

                               

  
نویسنده : esfandiar baharloo ; ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٢

نظر بديد

خوب اول از همه نظر خودم اينه که اين جور رفتارها تو اجتماع ما و فرهنگ ما زياده که ملت وقتی کارشون با يکی تموم ميشه يا چشمشون به يک چيز بهتر ميافته و.....

چيزها و افراد قبلی رو فراموش ميکنند. از اين تصويرها ميشه خيلی برداشتهــــا کــرد. برداشت ديگه خودم در مورد دوستيهايی هست که تو جامعه خودمون پيش مياد

حالا هر نفر از روی برداشت خودش ميتونه يک داستان از اين تصويرها برای خودش بسازه که به احتمال ۱۰۰ ٪ دخترها ميگن اونی که اول پريد و خيانت کرد پسره و پسرها شایــــــــــد بر عکس اين موضوع رو بگن  ولی منتظر نظرهای شما هستم....

 

   

  

  

  

  

  
نویسنده : esfandiar baharloo ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٢

جــــــــو کـــــــهـــــای ......

سلام به همتون اين هم يک سری جوکهای مسخره اگر بعضی از اونا بد بود ديگه sorry دفعه بعد باز به ليست اضافه ميکنم

۱: يک روز يک يارو شورت نم دار پاش ميکنه ، بعد تخماش جوونه ميزنه .

۲: يک يارو قدش کوتاه بوده ، کلش بو جوراب ميداده .

۳: يک يارو ميرسه به کوچه بن بست ، سيستم هنگ ميکنه .

۴: يارو ميفته تو دره ، گيم اوور ميشه .

۵: يارو پرتغال خونی ميخوره ، ايدز ميگيره .

۶: يارو ک ... رش خواب ميره ، ميان تخماشو ميدزدن .

۷: معما : اون چيه که خانومها دارن ، اولش ک ، آخرش س است و وسطش مو . جواباتونو در نظريات برای من بزاريد ، جواب اصلی در مطلب بعدی .

۸:ياروميره ديسکو ، همه پولهاشو شاباش ميده .

۹:يارو ميميره ، باباش رضايت نميده .

۱۰: عربه ميره پارچه فروشی ، ميگه : آقا ۸ متر پارچه شلواری ميخوام . پارچه فروشه ميگه چرا ۸ متر . عربه ميگه : ۱ متر واسه ای لنگم ، ۱ متر واسه او لنگم ، ۶ متر واسه شلنگم .

۱۱:به يارو ميگن: با «سوسن» جمله بساز. ميگه: من چلوكباب دوست دارم مخصوصا با سماق!

۱۲: به یارو ميگن: با «سي‌دي» جمله بساز، ميگه: چُسيدي
!

۱۳: به ياروميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباس‌اينا رفتيم بيرون
!

۱۴: به  يارو ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير مي‌خوري؟
!

۱۵: به  يارو ميگن: با «شيده» جمله بساز. ميگه: رفتم خونه ديدم بچه شاشيده
!

۱۶: به 
يارو ميگن: با «شيشه» جمله بساز،‌ ميگه: ساعت يك ربع به شيشه
!

۱۷: به  يارو ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت مي‌كردم صدا قطع شد
!

۱۸: به يارو ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم
!

۱۹: به  يارو ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي


۲۰: به  يارو ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت
.

۲۱: به  يارو ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟
!

۲۲: به  يارو ميگن: با «كشاورز» جمله بساز،‌ ميگه: ك... ‌كشا ورزش كنيد
!

۲۳: به  يارو ميگن: با «كشور» جمله بساز،‌ ميگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم
!

۲۴: به  يارو ميگن: با «كوش» يك جمله بساز، گفت: شلوار من كوش؟ گفتند: اين كه نشد، «كوش به معني كوشش.» گفت: شلوار من كوشش؟ گفتند: بابا، «كوشش يعني كار.» گفت: خب از اول مي‌گفتين، شلوار كار من كوشش؟


۲۵: به  يارو ميگن: با «كيشميش» يك جمله بساز، گفت: من پسر عموش ميشم، تو كيشميشي؟


۲۶: به  يارو ميگن: با «گوهر» يك جمله بساز، گفت: توي گو، هر موقع به من ميرسي ميگي يه جمله بساز
.

۲۷: به  يارو ميگن: با «لجن» جمله بساز. ميگه: نميدونم چرا همه بچه‌محل‌ها با من لجن؟


۲۸: به  يارو ميگن: با «لوبيا» جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا
!

۲۹: به  يارو ميگن: با «لوستر» جمله بساز،‌ ميگه: من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوس‌تر
!

۳۰: به  يارو ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما بياييد همسايه ماشين
!

۳۱: به  يارو ميگن: با «مايلي كهن» جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟
!

۳۲: به  يارو ميگن: با «مترو» جمله بساز. ميگه: اصلا سوالتون غلطه! شما بايد بگين مترو ببر، مترو بيار، مترو بكش ولي متروچيه نداريم
!

۳۳: به  يارو ميگن: با «محمد دوعايه» (دروازه بان تيم فوتبال عربستان) يك جمله بساز، گفت: من يك آيه از قرآن حفظ كردم، محمد دوآيه


۳۴: به  يارو ميگن: با «ممه» جمله بساز. ميگه: گرممه


۳۵: به  يارو ميگن: با «مناجات» يك جمله بساز، گفت: مونا جات رو بنداز بخواب
.

۳۶: به  يارو ميگن: با «مينا و تينا» جمله بساز. ميگه: مامانم اينا با باباتينا رفتن شمال
!

۳۷: به  يارو ميگن: با «مينا» جمله بساز. ميگه: با قاسم‌اينا رفتيم بيرون
!

۳۸: به  يارو ميگن: با «نجيب» جمله بساز. ميگه: يه شلوار خريدم نه جيب جلو داره نه جيب عقب
!

۳۹: به يارو ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچه‌هاي تيم ملي واقعا زحمت مي‌كشند، نخسوزن علي دايي
!
۴۰: به  يارو ميگن: با «نمونه» يك جمله بساز، گفت: اين كه مي بينين سرمونه، اين پاهامونه ، اينم كونمونه
.

۴۱: به  يارو ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه


۴۲: به لره ميگن: با «بيد» جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد!

  
نویسنده : esfandiar baharloo ; ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ اسفند ،۱۳۸٢